۱۳۹۰ دی ۸, پنجشنبه

فهرست نامزدهای انتخاباتی ائتلاف بزرگ جنبش سبز

نامزدهای انتخاباتی فهرست ائتلاف بزرگ جنبش سبز برای انتخابات مجلس نهم:

۱- ندا آقاسلطان (۳ بهمن ۱۳۶۱ در تهران)
ندا آقاسلطان
۲- سهراب اعرابی (۴ اسفند ۱۳۶۹ در تهران)
سهراب اعرابی
۳- کیانوش آسا (۲۹ اسفند ۱۳۶۲ در کرمانشاه)
آسا
۴ـ شبنم سهرابی (۱۳۵۴)
شبنم سهرابی
۵- امیر جوادی‌فر (متولد ۱۳۶۳ رشت)
امیر جوادی‌فر
۶- محرم چگینی (۱۰ مرداد ۱۳۵۴)
محرم چگینی
۷- مسعود هاشم‌زاده (۱۹ شهریور ۱۳۶۰)
مسعود هاشم‌زاده
۸- یعقوب بروایه (تیر ۱۳۶۱ در اهواز)
یعقوب بروایه
۹- صانع ژاله (۱۳۶۳ در پاوه)
صانع ژاله
۱۰- محسن روح‌الامینی نجف‌آبادی (۳۱ اردیبهشت ۱۳۶۳)
محسن روح‌الامینی نجف‌آبادی
۱۱- محمد کامرانی (۲۶ خرداد ۱۳۷۰)
محمد کامرانی
۱۲- رامین پوراندرجانی (متولد ۱۹ خرداد ۱۳۶۲ تبریز)
رامین پورنجاتی
۱۳- فاطمه سمسارپور (۲۵ شهریور ۱۳۳۹)
فاطمه سمسارپور
۱۴- بهنود رمضانی قراء (۱۳۷۱ قائم‌شهر (شاهی) مازندران)
بهنود رمضانی
۱۵- مصطفی غنیان (۳ تیر ۱۳۶۲ مشهد)
مصطفی غنیان
۱۶- احمد نجاتی کارگر (۱۳۶۸)
احمد نجاتی کارگر
۱۷- ناصر امیرنژاد (۲۸ آبان ۱۳۶۶ یاسوج)
ناصر امیرنژاد
۱۸- امیرحسین طوفانی‌پور (۱۳۵۶)
امیرحسین طوفانی‌پور
۱۹- داوود صدری (۱۴ مرداد ۱۳۶۲)
داوود صدری
۲۰- سیدعلی حبیبی موسوی خامنه (۱۳۴۵)
سید علی حبیبی موسوی خامنه
۲۱- بهزاد مهاجر (۱۳۴۱)
بهزاد مهاجر
۲۲- حمید حسین‌بیگ عراقی (۱۳۶۶)
حمید حسین‌بیگ عراقی
۲۳- فرزاد کمانگر ( ۱۳۵۴ در کامیران)
فرزاد کمانگر
۲۴- میثم عبادی (۱۳۷۱)
میثم عبادی
۲۵- الناز بابازاده (۱۳۶۲ تبریز)
الناز بابازاده
۲۶- سجاد قائد رحمتی (اول فروردین ۱۳۶۸ درود لرستان)
سجاد قائد رحمتی
۲۷- علیرضا افتخاری (۱۳۶۴)
علیرضا افتخاری
۲۸- حسین اخترزند (۲۷ آذر ۱۳۵۵- اصفهان)
حسین اخترزند
۲۹- امیرارشد تاجمیر (۱۴ آذر ۱۳۶۳)
امیر ارشد تاجمیر
۳۰- محمد مختاری (۱۸ شهریور ۱۳۶۸)
محمد مختاری
۳۱- مصطفی کریم‌بیگی (۱۳۶۱)
مصطفی کریم‌بیگی

۱۳۹۰ مهر ۲۲, جمعه

« فراخوان برگزاری روز جهانی وبلاگ‌نویسان زندانی »

دسترسی آزاد به دنیای اطلاعات، یکی از حقوق بنیادین بشر امروزی به‌شمار می‌آید. در این می‌ان، اینترنت و به تبع آن، فضای وبلاگ‌های شخصی مسیری روشن به سوی تحقق این حق حیاتی و گسترش آزادی بیان گشوده است. حکومت‌های خودکامه علاوه بر محدود کردن همهٔ رسانه‌ها و ابزارهای خبررسانی مستقل، دستگیری و شکنجهٔ خبرنگاران و نویسندگان، به سرکوب، سانسور و فیلترینگ در فضای اینترنت نیز پرداخته‌اند و فعالان این عرصه من‌جمله وبلاگ نویسان را با مشکلات جدی مواجه ساخته‌اند. در چنین شرایطی، مسئولیت انسانی ما حکم می‌کند که از آزادی بیان در فضای حقیقی و مجازی و حق دسترسی افراد و ملت‌ها به دنیای آزاد اینترنت دفاع نموده و از وبلاگ‌نویسانی که قربانی سیاست‌های سرکوبگرانهٔ دولت‌های خودکامه شده‌اند بصورت جدی حمایت نماییم.
از این‌رو، جمعی از وبلاگ‌نویسان ایرانی از تمامی وبلاگ‌نویسان، کنشگران مدنی و نهادهای حقوق بشری، روزنامه‌نگاران و اهالی رسانه، دعوت می‌نمایند تا پویشی فعالانه در جهت حمایت از وبلاگ‌نویسان در بند شکل دهند و همبستگی و همراهی خود را با آن‌ها اعلام نمایند. وبلاگ نویسان ایرانی از این جهت آغازگر این دعوت شده‌اند که هم اکنون با شرایط بسیار دشواری مواجه هستند و تعداد زیادی از وبلاگ نویسان ایرانی از جمله کوهیار گودرزی، حسین رونقی ملکی، محمدصدیق کبودوند و سخی ریگی و بسیاری دیگر در زندان‌های حکومت جمهوری اسلامی ایران و تحت سخت‌ترین شکنجه‌ها به سر می‌برند. یادآوری می‌کنیم که سایر وبلاگ‌نویسان نیز همواره در معرض تهدیدهای نهادهای امنیتی و نظامی قرار دارند. این سرکوب البته محدود به ایران نمی‌شود و در برخی دیگر از کشورهای دنیا که گرفتار حکومت‌های دیکتاتوری هستند نیز وضعیتی مشابه حاکم است. علاوه بر جمهوری اسلامی ایران، کشورهایی همچون برمه، چین، کوبا، کره شمالی، ویتنام، عربستان سعودی، سوریه، ترکمنستان و ازبکستان نیز از دشمنان آزادی دسترسی به اطلاعات و آزادی بیان در اینترنت به شمار می‌روند و از طریق سرکوب و زندانی کردن فعالان فضای مجازی، گسترش سانسور در اینترنت و ایجاد اختلال و کندی در آن، محیط اینترنت را به شدت کنترل می‌کند.
امید رضا میر صیافی، وبلاگ نویس بازداشت شده توسط نهادهای امنیتی رژیم جمهوری اسلامی ایران، در سال ۲۰۰۹ میلادی در زندان گوهردشت بر اثر فشار روانی و عدم دریافت کمک‌های پزشکی به قتل رسیده است و جهان هنوز قتل محمد نبوس در لیبی و زکریا راشد حسن العشیری در بحرین را در زندان‌های کشورهای متبوعشان در جریان جنبش آزادی‌خواه کشورهای عربی فراموش نکرده است. بی‌تردید کنشگران وب و وبلاگنویسان بسیاری هم بدون این‌ که نامی از آن‌ها آورده شود، ناشناخته و گمنام، تهدید، زندانی، شکنجه و کشته شده‌اند.
لذا ما پیشنهاد می‌کنیم روز۱۶ نوامبر به عنوان روز جهانی همبستگی با وبلاگ‌نویسان زندانی نامگذاری شده، از ابزار‌های و ظرفیت‌های ممکن برای خبررسانی دربارهٔ اوضاع وبلاگ نویسان زندانی در ایران و سراسر دنیا حداکثر بهره برداری و از اهرم‌های موجود برای آزادی آن‌ها استفاده شود.
همچنین از بلاگر‌ها، فعالین حقوق بشری و مدنی و سازمان‌ها و انجمن‌ها و وب سایت‌ها می‌خواهیم به این حرکت و فراخوان بپیوندند و برای نشر آن، هر گونه که مایلند، از طریق ترجمهٔ این اطلاعیه و سایر اخبار مربوط، ساختن کلیپ یا انعکاس آن در رسانه‌های نوشتاری، دیداری و شنیداری به پیشبرد اهداف این برنامه کمک نمایند. همچنین چنانچه اطلاعاتی از وبلاگ‌نویسان زندانی در هر گوشه‌ای از جهان دارند، در اختیار سازمان دهندگان این برنامه قرار دهند و خود نیز نسبت به اطلاع‌رسانی درباره نقض این حقوق اولیهٔ انسانی اقدام نمایند.
امیدواریم که همبستگی جهانی با وبلاگ نویسان زندانی، بتواند نسبت به اطلاع رسانی درباره وضعیت آن‌ها موثر واقع‌شود و نهایتا فشار افکار عمومی و نهادهای بین المللی منجر به آزادی و یا حداقل بهبود وضعیت آن‌ها شود.
کمیته همبستگی جهانی با وبلاگ نویسان زندانی
برای پیوستن به امضاکنندگان می‌توانید فرم زیر را پر کنید:
https://docs.google.com/spreadsheet/viewform?formkey=dDUtR3NINGJ4WmNmRzc4OXZPUDlRMkE6MQ
برای ارائه ‌ی پیشنهادات و ارتباط با کمیته هماهنگی، می‌توانید با ما تماس بگیرید:
e-mail : Solidaritywitharrestedbloggers@gmail.com
Blog: http://www.Solidaritywitharrestedbloggers.wordpress.com
Facebook: http://www.facebook.com/pages/Solidarity-with-arrested-bloggers/125766367526538

۱۳۹۰ شهریور ۹, چهارشنبه

اعضای محترم شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز



با سلام و احترام

روزهایی که پشت سر می‌گذاریم٬ جهانیان با چشم‌هایی مبهوت٬ شاهد دلاوری آزادگان و دموکراسی‌خواهان جهان عرب٬ علیه دیکتاتورهایی است که دوران زعامت آن‌ها٬ چیزی جز قصه مکرر و پرغصه ستم بر مردم نبوده است. پیروزی‌های مداوم عقلانیت و خرد٬ دموکراسی و آزادی بر جهل و استبداد و تانک و توپ٬ بار دیگر بر این سخن تاریخی مهر تاییدی زد که: حکومت با کفر می‌پاید و با ظلم٬ نه!
کم نیستند صاحب نظرانی که جنبش سبز مردم ایران را از عوامل محرک بر مردمان تونس و مصر و لیبی و سوریه می‌دانند. آنان نیز مانند ما٬ قصد کوتاه کردن دست استبداد از کشور خویش را داشته‌اند. امروز اما زمان آن است که از خود بپرسیم: چه شد در کشورهای عربی٬ مردم معشوق دموکراسی و آزادی را در آغوش می‌گیرند و ما با وجود تجربه ۱۰۵ ساله٬ هم‌چنان از دست‌یازی به آن محروم‌ایم؟
فراموش نکرده‌اید و نکرده‌ایم که در روزهای سقوط دیکتاتور تونس و فرعون مصر٬ دو همراه جنبش سبز٬ مهدی کروبی  میرحسین موسوی٬ از مردم دعوت کردند تا در حمایت از انقلاب مردم مصر و تونس به خیابان ها بیایند. ولوله ای در جامعه فتاد، و میلیون ها نفر دعوتشان را اجابت کردند. همین دعوت و همراهی با مردم باعث شده است که این عزیزان هم‌اکنون در حصر خانگی گرفتارند. انتظار مردم آن بود که در غیاب این عزیزان پرچم آزادی‌خواهی بر زمین نماند اما نتنها حرکت مردم پشتیبان خود را از دست داده است بلکه سکوتی توام با رضایت از طرف اهل سیاست حصر این بزرگواران را در بر گرفته است.
آقایان موسوی و کروبی، با پایداری بر عهدی که با مردم بسته بودند، امروز در پیشگاه ملت، روسپید هستند. آن ها به کرات روند ظالمانه حاکمان در تضییع حقوق ملت، را به نقد نشستند و بارها بر غاصب بودن دولت فعلی و به رسمیت نشناختن آن تاکید کردند. چنانچه بیانیه های میر سبز ما و سخنان شیخ شجاع را بار دیگر مرور نمایید، بی شک بر اصرارشان در محکومیت حکومتی که دست به سرکوب و کشتار مردم بی گناه یازیده و لزوم پاسخگویی چنین حاکمانی بر خون های ریخته شده، وقوف خواهید یافت.
در حافظه این مردم ثبت است که چگونه شیخ شجاع در آخرین سخنان منتشر شده از حصر، چنین حکومتی را نه جمهوری و نه اسلامی دانست. این مردم هنوز به یاد دارند که آیت الله منتظری که به شهادت اکثر علما، اعلم فقها بود، مقام رهبری را براساس احکام فقهی ظالم دانسته و حکم به عزل چنین رهبر ناعادلی داد. رهبر ناعادلی که شیخ می گفت که اختیاراتش از اختیارات خدا نیز بیشتر شده، در سیطره ولایتش و توسط نهادهای تحت سلطه اش، جنایت های مدیدی ثبت گردیده که نتیجه بی درنگش ملغی شدن ولایت اوست. مردم نیز در تظاهرات گوناگون این خواسته را فریاد کرده اند و امروز شکی در ساقط شدن ایشان از مقام رهبری بواسطه نداشتن پیش شرطش، عدالت، نیست.
آقای میر حسین موسوی، در بیانیه 17 ام، به صراحت کف مطالبات جنبش سبز برای گشایش باب تعامل با حاکمیت را برشمرده اند که بی گمان پیش‌شرط هرگونه کنش سیاسی حداقلی در چارچوب سیستم فعلی است و نادیده انگاشتن آن شروط، برابر با نادیده انگاشتن حق ملت بر تعیین سرنوشت خویش می باشد.
با انتشار شایعه دستگیری موسوی و کروبی، انتظار از تشکل شما بعنوان حامی این عزیزان، بسیار بیشتر از آنی بود که کردید. انتظار آن بود که اقدامی عملی در جهت خاتمه دادن به این حصر غیر قانونی از بزرگترین تجمع روحانیون اصلاح‌طلب دیده می‌شد و اگر امید به نتیجه‌ای برای این اقدام نبود آیا نمی‌توانستید به تاسی از علمای عهد مشروطه با بست نشینی در اماکن متبرکه، خواستار آزادی رهبران سبز باشید؟
 اما متاسفانه گذر ایام نشان داد که اعتراض های هر از چند شما، از کنایه هایی آن هم در خلوت وبسایت هایتان فراتر نخواهد رفت. شاید برخی استدلال نمایند که تشکل شما تحت فشار است و فرصت اعتراض سازمان یافته ندارید. اما صحبت های مناقشه آمیز گاه و بیگاه دبیرکل حزب متبوع از جمله طلب بخشش از رهبری و سخنان دیگر اشخاص برجسته آن تشکل، از جمله جناب آقای موسوی خوینی ها گمانه زنی های اولیه در جدا بودن مسیر تشکل شما از راهی که آقایان موسوی و کروبی در برابر ملت گشودند را قوی تر کرده است. این نگرانی ها زمانی رنگ جدی تری به خود میگیرد که جناب آقای موسوی خویینی ها که یک دهه پیش، نسلی از دانشجویان زندگی و آینده خود را فدای حمایت از مطبوعه به مسلخ برده شده ایشان کردند و بسیاریشان هنوز هزینه این اقدام خود را می‌پردازند از رسمیت نداشتن جنبش سبز سخن می راند! گویی برای شرکت در انتخابات و در راستای اجابت پیش شرط رهبری و فرمانده سپاه به جای اعلام برائت از جنبش سبز، راه مناسب را در پاک کردن جنبش سبز دیده اند. و یا صحبت هایی در حمایت از رهبری ایراد کرده اند که تماما با مواضع ثبت شده آقایان موسوی و کروبی در تناقض می باشد.
برای ما  جای عجب است که چگونه وزیر سابق کشور٬ می‌تواند از اجرای قانون در دوره وزارت خود سخن بگوید؟ آیا انتخابات مجلس هفتم و ریاست‌جمهوری نهم٬ بر مبنای قانون برگزار شد؟ آیا حملات نیروی انتظامی به دانشگاه‌ها - که آقای موسوی لاری مسوولیت آن‌ها را بر عهده داشته‌اند - براساس قانون بوده است؟
انتظار از اعضای شما به عنوان افرادی که داعیه‌ اخلاق‌گرایی در سیاست را دارید٬ آن است که صادقانه با مردم برخورد کنید. هیچ شخص و گروهی٬ موظف و مکلف به حمایت از جنبش سبز  نیست. هیچ حزب و دسته‌ای را نمی‌توان با استفاده از زور٬ به شرکت یا عدم شرکت در انتخابات٬ مجبور کرد. اما اخلاقی‌تر آن است که در چنین حالتی٬ از اعتبار خود و تشکل متبوع‌تان مایه بگذارید و نه رهبران جنبش سبز. پیش‌شرط‌های حضور در انتخابات برای آنان که دل در گروی جنبش سبز دارند٬ پیش از این توسط مهدی کروبی و میرحسین موسوی اعلام شده است.
ما انتظار داریم که تحول عظیمی که در دو سال گذشته در کشور رخ داده٬ رویه و روند برخی رفتارها را تغییر دهد. انتظار نداریم که هم‌چون سال ۸۴ وزیر کشور با آقای مهدی کروبی از تقلب در انتخابات سخن بگوید و زمانی که با رهبر جمهوری اسلامی محشور است٬ مهدی کروبی را به توهم متهم کند. انتظار امروز جامعه ایران آن است که همه آنانی که دستی بر آتش سیاست دارند٬ تحول اخلاقی رخ داده در دو سال گذشته را درک نمایند.
امضا کنندگان این نامه، ضمن اعتراض شدید به رویه تشکل متبوع شما در چند ماهه پس از بازداشت رهبران جنبش سبز، و موضع گیری هایی که بیشتر بوی منفعت گرایی شخصی و حزبی دارد، تا مصلحت گرایی جمعی، از شما می خواهند که کاری نکنید تا شایعاتی که درباره خشنود بودن برخی از بازداشت موسوی و کروبی به گوش می‌رسید٬ درباره شما مصداق پیدا نماید. از تشکل شما بواسطه ادعای همراهی با آقایان موسوی و کروبی، که یکی دبیرکل سابق تشکل تان بوده و دیگری نامزد مورد حمایت تان در انتخابات انتظار داریم که اقدام عملی جهت رفع حصر ایشان صورت دهید. اما اگر بنا به هر دلیلی راه آینده خود را خارج از اسلوب هایی که موسوی و کروبی ترسیم کرده اند، می دانید، تقاضامندیم که از حساب جنبش سبز، خرج منفعت طلبی های گروهی خود ننمایید و به صراحت اعلام نمایید که راه و حساب آن مجمع، سوا از راه موسوی و کروبی و حساب جنبش سبز است.
جنبش سبز در دو سال گذشته بیش از ۷۰ شهید تقدیم آزادی این ملت کرده و هزاران نفر از هواداران این جنبش در بدترین شرایط بازداشت و شکنجه شده اند و حتی در داخل زندان ها از مبارزه با حکومت جور و ظلم دست نشسته اند. اگر هنوز وجود جنبش سبز را انکار نمیکنید و خود را جزیی از آن میدانید، از جنابان عالی انتظار حمایت عملی داریم. بدیهی است همگان به توان شما در همراهی آگاهی دارند، لذا انتظار از شما بسان انتظار از موسوی و کروبی در حضورهای خیابانی نیست - چرا که آن زمان که هنوز به وجود جنبش سبز اذعان داشتید٬ همراهی نکردید، اکنون که گویا وجودش را نیز به رسمیت نمی شناسید، همراهی فیزیکی تان پیش کش - ولی انتظار از تشکل شما به عنوان مسوولان سابق همین حکومت و شریک در مظالم و مصایب رفته بر این ملت، بیشتر از آن خواهد بود که چند جمله دوپهلو در سایت های خود بگذارید.
امیدواریم ما و شما در زمره آنانی باشیم که موسوی و کروبی در وصفشان گفتند: "در کنار آنانی که از هر گونه تغییر مأیوس و نا امید بودند، در کنار آنانی که مصلحت اندیشی را به گونه ای تفسیر کردند که عافیت طلبی شخصی آنان را توجیه کند، در کنار آنانی که رعب پوشالی حکومت کودتا هر گونه حرکت را از آنان سلب کرده بود، چه بسیار کسانی هم بودند که دست از تلاش برنداشتند، چرا که باور داشتند زندگی کردن، صرفا به معنای زنده ماندن نیست."

۱۳۹۰ مرداد ۲۸, جمعه

آنگاه که غرور کسی را له می کنی
آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی
آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی
آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری
آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی!!
آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری
می خواهم بدانم........
دستانت رابسوی کدام آسمان دراز می کنی
تا برای خوشبختی خودت دعا کنی .... !؟

 

۱۳۹۰ مرداد ۲۱, جمعه

تفاوت پلیس انگلیس و پلیس ایران

چگونه است پلیس انگلیس جان خود را برای کمک به شهروندان خودی و غیرخودی به خطر می اندازند ولی پلیس ایران فقط تماشاچی است مثل میدان کاج سعادت آباد و یا قتل دختری دانشجو درپل مديريت تهران که طبق گفته شاهدان در آن صحنه پلیس حضور داشته ولی هیچ کمکی برای دستگیری فرد ضارب انجام نمی دهند و از محل انجام جنایت دور می شوند
حالا کی و کجا  قانون کشور خود را درست انجام میدهند در انگلیس که دیار کفر به حساب میاد یا کشوری که ادعای اسلامی بودن دارد .  


 

۱۳۹۰ مرداد ۲۰, پنجشنبه

کدام زشتی در نام‌هایی چون آزادی وجود دارد که وقتی بر زبان می‌آید قلب بعضی از آنان را مشمئز می‌کند، گویی که نام بزرگترین گناهان باشد؟ حال آن که هنوز بزرگترین میعادگاه‌ها در اکثر شهرهای ما به نام آزادی خوانده می‌شوند.

هی کودتاچی ! گویا گفته‌ای رفتار پلیس لندن با مردم انگلیس خشونت آمیز بوده است .خواستم بپرسم تو ۲۲ خرداد ۸۸ را یادت هست؟

سردار نقدی: گردان‌های عاشورای بسیج به عنوان نیروی پاسدار صلح به لندن اعزام شوند !

 
تمام چسب زخم هایت را هم که بخرم

باز نه زخمهای من خوب میشود

نه زخمهای تو ...


انگلیس که دیار کفر است، شما چرا به نام خدا مردم را می‌زنید و می‌کشید؟

احمدی نژاد: دولتمردان انگلیسی صدای مردمشان را بشنوند و مقداری به آنان آزادی بدهند.

احمدی‌نژاد: این رفتار وحشیانه با مردم مطلقاً قابل قبول نیست
احمدی‌نژاد مسئولان انگلیسی را نصیحت کرد
احمدی‌نژاد با انتقاد شدید از سركوب معترضان توسط پلیس انگلستان تأكید كرد كه به مسئولان انگلیسی ‌‌‌نصیحت می‌كنم رفتار وحشیانه خود را اصلاح كنند، چرا‌كه این رفتار وحشیانه با مردم مطلقا قابل قبول نیست.
احمدی‌نژاد خطاب به مسئولین انگلیس توصیه كرد كه توجه كنند دنیا عوض شده و دوره اینكه چند خانواده سرمایه‌دار با استعمار مردم برای خود ثروت‌اندوزی كنند، به پایان رسیده است و احمدی‌نژاد افزود: حرف‌های ما دلسوزانه است چرا‌كه ‌می‌خواهیم همه انسان‌ها در آرامش زندگی كنند.

۱۳۹۰ مرداد ۸, شنبه

اعتراض وبلاگ نویسان سبز به ایجاد فضای سرکوب و اختناق در کردستان

در شرایط جاری، حکومت خودکامه ایران در ضعیف ترین وضعیت ممکن از نظر مشروعیت داخلی و بین المللی به سر می برد. از همین روست که جمهوری اسلامی برای سرپوش گذاشتن بر  بحران مشروعیتی که بدان گرفتار آمده، نیروهای سرکوبگرش را به بهانه مقابله با فعالیت نیروهای های تروریستی و جدایی طلب  و  در عمل به منظور ایجاد جو رعب و وحشت به منطقه کردستان فرستاده است. لذا جمعی از وبلاگ نویسان سبز در حمایت از مردم کردستان، ضمن اعتراض به سیاست های سرکوبگرانه حکومت ایران ، موارد ذیل را اعلام می دارند:
  1. در عصر مبارزات مدنی، فعالیت های تروریستی و مشی مسلحانه نمی تواند ضامن احقاق حقوق هیچ بخشی از ملت ایران باشد و تنها راه را برای سرکوب بیشتر باز می کند. در عین حال به این موضوع واقف هستیم که راهبرد دایمی جمهوری اسلامی در مواجهه با اعتراضات اقلیت های قومی و مذهبی این بوده است که با بهانه قرار دادن فعالیت های مسلحانه گروه های تروریستی مانند پژاک، اصل مطالبات اقلیت ها را مخدوش جلوه داده و با ایجاد فضای پلیسی و امنیتی، فعالیت های مدنی اقلیت های قومی برای کسب برابری حقوقی را سرکوب نماید. لذا ما امضاکنندگان این بیانیه، ضمن مرزبندی و مخالفت با گروههای جدایی طلب و گروههایی که مشی مسلحانه را برگزیده اند و همچنین محکوم نمودن هر گونه حرکت تروریستی از سوی این گروهها، حمایت خود را از اعتراضات مدنی اقلیت های قومی و مذهبی ابراز می نماییم.
  1. در لشکرکشی های حکومت ایران که به بهانه دفاع از مردم منطقه کردستان صورت می گیرد، بیشترین آسبب را مردم منطقه می بینند. این حجم از آتش گشودن ها و حملات گسترده نه متناسب با تهدیدات موجود است و نه تضمین کننده امنیت مردم منطقه. خبرهایی که از مناطق درگیری منتشر شده است حکایت از آن دارد که مردم بسیاری آواره و دچار آسیب شده اند. حکومت ایران قطعا نسبت به این مسایل مسئول می باشد و توجه مجامع حقوق بشری را به تبعات این اقدامات جلب می کنیم. عدم تحرک نهادهای بین المللی و حقوق بشری و سکوت خبری نسبی که بر این حوادث سایه افکنده است بر نگرانی های موجود افزوده است. بر این باور هستیم که در این شرایط، حضور نمایندگان نهادهای بین المللی و حقوق بشری و همچنین خبرنگاران آزاد می تواند به ارائه گزارشات مستقل و نهایتا کاهش حجم خشونت نیروهای دولتی منجر شود.
  1. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بازوی حکومت ایران در ترور فعالین سیاسی داخل و خارج کشور بوده و همچنین نقشی عمده در ایجاد ناامنی های بین المللی و علی الخصوص منطقه خاور میانه بر عهده دارد. بنابراین  سپاه پاسداران که خود یک نهاد تروریستی است نمی تواند مدعی مبارزه با فعالیت های تروریستی شود. از طرف دیگر بواسطه نقش برجسته سپاه پاسداران در سرکوب اعتراضات مسالمت آمیز مردم، این نهاد فاقد مشروعیت مردمی برای دفاع از مردم  ایران در مقابله با تهدیدات  داخلی و بین المللی  می باشد.
  1. روش های سرکوبگرانه هرگز راه حل مشکلات مناطق مرزی نیست و تنها به ابعاد نارضایتی ها افزوده است به گونه ای که ناآرامی های قومی یکی از اصلی ترین چالش های آینده کشور خواهد بود. متاسفانه سیاست مشت آهنین حکومت ایران در برخورد با مطالبات اقلیت های قومی و مذهبی، کشور را بصورت جدی در معرض چندپارگی قرار داده است. این موضوع، بار مسولیت نیروهای حاضر در جنبش سبز را سنگینتر می کند به نحوی که مساله اقوام باید به عنوان یکی از مهمترین سرفصلهای مطالبات جنبش، مد نظر قرار گیرد. یادآور می شویم که بر طبق منشور سبز:
  • ضروری است، برای رهایی مردم از هرگونه سلطة سیاسی (استبداد، یکه سالاری و انحصارطلبی)، سلطة اجتماعی (تبعیض و نابرابری های اجتماعی) و سلطة فرهنگی (وابستگی و انقیاد فکری) تلاش شود. بر همین اساس جنبش سبز بر حمایت از حقوق زنان، نفی هرگونه تبعیض جنسیتی و احترام به حقوق اقوام و مذاهب مختلف ایرانی تأکید ویژه دارد.
  • تلاش برای تحقق حقوق قانونی و احترام اخلاقی اقلیت های دینی و مذهبی و قومی از طریق زمینه سازی برای مشارکت فعال و نهادمند آنان در فرایندهای تصمیم گیری سیاسی در کشور، با تکیه بر هویت مشترک ایرانی و به رسمیت شناختن تنوع و تعدد فرهنگی، یکی از فعالیت های عمده جنبش سبز است.
  1. فعالین مدنی اقلیت های قومی و مذهبی به خوبی آگاهند که نه مساله استبداد حاکم بر ایران بدون کمک آنها حل خواهد شد و نه مساله تبعیض اقلیت ها بدون آگاهی و همراهی همه مردم ایران رفع خواهد شد. جدا نمودن مشکلات حوزه اقلیت ها از بقیه مسایل جاری ایران راهبرد موثری برای حل مشکلات این حوزه نیست و تنها به پراکنده شدن نیروی اجتماعی مخالف حکومت منجر می شود. ریشه مشکلات و تبعیض های موجود را نه در عدم استقلال از حکومت مرکزی، بلکه در خودکامگی و استبداد رای و عدم اعتقاد به قوانین حقوق بشری حکومت فعلی ایران باید جست که نه تنها برای اقلیت های قومی و مذهبی، بلکه برای تمامی ایرانیان، مصیبت آفرین بوده است. بی شک حکومتی که منطبق بر بنیان های دمکراتیک و اصول حقوق بشری بنا شده باشد، می تواند تضمین کننده حقوق شهروندی همه ایرانیان فارغ از هر زبان و فرهنگ و مذهب باشد.
راه برون رفت از شرایط موجود، همکاری و همدلی فعالین مدنی اقوام و فعالین سبز بر اساس حقوق بشر و در راستای نهادینه کردن حقوق شهروندی برابر می باشد. لذا لازم است تا تک تک ایرانیان، با حقوق شهروندی خویش آشنا شوند، و با تکیه بر این آگاهی و همدلی، متحدانه برای رسیدن به ایران برای همه ایرانیان، کوشش نمایند.

تمبر آزادی، کاری از ساغر